عبده‌تبریزی در ابتدای سخنانش با اشاره به شرایط بی‌ثبات اقتصاد ایران پیش‌بینی در این شرایط را دشوار دانست و گفت تنها می‌توان با اطلاعات موجود، روندهای ثبت‌شده و اتفاقات مهمی که می‌تواند طی روزها و هفته‌های آتی رخ دهد چند سناریو را برای اقتصاد ایران در نظر گرفت. او بر این نکته دست گذاشت که طی ده سال‌ اخیر سهم بخش صنعت شاهد کاهش بوده است و خدمات به بخش اصلی اقتصاد تبدیل شده؛  بر این اساس سهم صنعت از ۵۴درصد به ۴۰درصد کاهش یافته است. عبده علت این مساله را این‌گونه توضیح داد که توسعه در بخش صنعت به منابع مالی حاصل از صادرات نفت وابسته بوده و با محدود شدن این منابع، صنعت شاهد افول بوده است. او در ادامه سخنان خود گریزی به مساله سرمایه‌گذاری و تشکیل سرمایه ثابت زد؛ بر این اساس با از دست رفتن قدرت خرید و توانایی پس‌انداز، تشکیل سرمایه ثابت به شکل قابل توجهی کاهش یافته و در سه سال اخیر نتوانسته حتی استهلاک سرمایه را پاسخ دهد؛ این بدان معناست که از سرمایه‌های موجود در کشور کاسته شده و این مساله از کاهش رشد در سال‌های آتی حکایت دارد.

او با اشاره به نرخ رشد جمعیت کشور، اصلی‌ترین چالش اقتصاد ایران در بازار کار را نرخ مشارکت اقتصادی دانست. به گفته این اقتصاددان، روند کاهشی قدرت خرید مردم را می‌توان در درآمد سرانه مشاهده کرد؛ بر این اساس و به شکل ریالی، از سال ۸۶ درآمد سرانه شهروندان ایرانی کاهش یافته است و در نتیجه، با توجه به ادامه‌دار بودن این وضعیت تا امروز، تقاضای جامعه ایرانی با کاهش روبه‌رو خواهد شد. عبده تبریزی در ادامه به آمارهای نقدینگی و روند رو به رشد سرعت اشاره کرد و گفت از سال ۹۶ به این سو، سرعت رشد نقدینگی وارد کانال تازه‌ای شده است؛ او با تایید سخن مسوولان مربوطه درباره رشد نقدینگی عنوان کرد با وجود کاهش یافتن سرعت رشد نقدینگی، سرعت رشد پول شدت گرفته و آثار تورمی آن را می‌توان در اقتصاد ایران مشاهده کرد؛ یا به بیان دیگر، گرایش جامعه به نقد نگه داشتن پول خود افزایش یافته و این مساله در ترکیب نقدینگی منعکس شده است.

و تلاش‌های سیاستگذار در این بخش را ناکافی دانست و گفت تغییرات اخیر در نرخ سود نتوانسته این روند را متوقف کند. عبده تبریزی در ادامه به مساله تورم پرداخت و گفت رشد تورم در سال‌های اخیر، علاوه بر فشار بر تولید، حتی خرید و فروش کالا و خدمات را نیز با اختلال مواجه می‌کند؛ از سوی دیگر تورم دهکی حاکی از آن است که تورم عمده فشار خود را بر دوش کم‌برخوردارترها قرار داده است. این اقتصاددان در ادامه به مساله بازگرداندن حاصل از فروش نفت پرداخت و گفت این مساله از خود فروش نفت مهم‌تر است و می‌توان دید ممنوعیت‌های عراق در مبادلات ارزی کشور چگونه اثر خود را بر جای می‌گذارد. او به مسائل ژئوپلیتیک نیز گریزی زد و گفت بدون شک وضعیت جنگ اوکراین و مسائل مربوط به مذاکرات با قدرت‌های جهانی بر وضعیت اقتصادی ایران تاثیر قابل‌توجهی می‌گذارد. او با بررسی تراز تجاری ایران  و واردات و صادرات ارزی کشور، از مازاد قابل توجه ارز سخن به میان آورد که به وسیله خروج سرمایه، از تاثیر مثبت آن بر نرخ ارز جلوگیری می‌کند

دنیای اقصاد چاپ: